عقايد ابن سينا درباره سرطان


بعضي اظهار نظرهاي شيخ الرئيس درباره ي سرطان بعد از گذشت 10 قرن هنوز معتبر است.

بيش از يک هزار سال قبل، ابوعلي سينا حکيم وارسته، برجسته و منحصر به فرد ايراني اولين کسي بوده که در تاريخ بشر از سرطان به درستي صحبت کرده است.

بعضي از جملات و عقايد سرطان شناسي ابوعلي سينا با گذشت 10 قرن هنوز تغيير محسوسي نکرده است.

زکاوت، پشتکار و تحقيق مستمر ابوعلي سينا توانسته است از او طبيبي استثنايي در عالم خلقت معرفي کند. ابوعلي سينا به دليل شناخت عميقي که از فقه و فلسفه ي اسلامي داشت و با آگاهي از امور اجتماعي و سياسي وقت، جامعيت لازم را براي حکمت و طبابت پيدا کرده بود.

او از علم تشريح اطلاع خوبي داشت و حتي روابط بين اعضاي بدن را که به صورت عادي ارتباط تشريحي ندارند، شناخته بود.

او در کتاب قانون خود ارتباطبيماري هاي پستان و رحم و تخمدان ها را شناخته و گزارش کرده است. اين رازي است که يک هزار سال بعد از وفات وي روشن شده است.

ابوعلي سينا از سرطان به عنوان "ورم سرطاني" ياد مي کند و آن را به خوبي تعريف کرده و دسته بندي مي کند.


ورم سرطان چند نوع گوناگون دارد که از اين قرار هستند:

1) ورم سرطاني که بسيار درد دارد.

2) ورم سرطاني که کمتر درد همراه دارد و آرام است.

3) ورم سرطاني که چرک مي کند. اين نوع سرطان از ماده ي سودايي به وجود آمده است که آن ماده ي سودايي نيز سوخته ي خلط صفرايي خالص است و با ماده ي ديگري مخلوط نيست.

4) ورمي سرطاني که ثابت و بي حرکت است و چرکين نمي شود.

گاهي رخ مي دهد که ورم سرطان چرکين به ورم سرطان بدون چرک تبديل شود. گاهي هم اتفاق مي افتد که ورم سرطاني بدون چرک به ورم سرطاني چرکين تبديل شود. اين حالت وقتي رخ مي دهد که طبيب آن را عمل کرده و با نيشترزني ورم را به چرک کردن درآورده است و در نتيجه کناره هاي ورم غليظ تر و سخت تر شده اند.

ابوعلي سينا درباره ي علت نامگذاري سرطان که به معناي خرچنگ است، چنين اظهار عقيده مي کند:

چرا اين نوع از ورم را «سرطان» ناميده اند که سرطان معني «خرچنگ» را مي دهد؟ به عقيده ي من، در اين نام گذاري يکي از دو حالت زير را در نظر داشته اند:

1) ورم سرطان به اندامِ ورم زده چنان چنگ اندر زده است که خرچنگ شکار خود را در بر گرفته و چنگ اندر آن مي زند.

2) ممکن است از آن رو نامش را سرطان گذاشته باشند که ورم به شکل و شمايل خرچنگ بوده، مستدير(مُدَوَر) است، رنگش به رنگ خرچنگ شبيه است و شعبه هايي را از خود پراکنده است که به پاهاي خرچنگ که در پيرامونش قرار دارند، شباهت دارد.

شيخ الرئيس تفاوت هاي درستي بين ورم غير سرطاني که آن را ورم سقيروس گفته، با ورم سرطاني ذکر کرده است.

ورم سقيروس منظور ورم هاي سخت است که تموج(موج دار) دارد و کاملاً سفت ولي خوش خيم است. ما همه ي توده هاي خوش خيم اندام ها و اعضا را منطبق با ورم سقيروس مي دانيم. اما ورم سرطاني با آن متفاوت است که اين تفاوت از زبان ابوعلي سينا در کتاب قانون جلد چهارم به شرح زير است:

ورمي را سرطان مي ناميم که منشا آن سوخته ي ماده ي خلط صفرايي تبديل شده به ماده ي سودايي است. يا نوع ديگر از خلط است که سوخته است و ماده ي صفرايي در آن بوده و به سودايي تبديل شده است.

شايد علم امروز ما با علم يک هزار سال پيش ابوعلي سينا درباره ي سرطان تغيير محسوسي نکرده باشد. منظور از سرطان موقعيتي است که ضايعه از محل اصلي خود حرکت کرده و به نقاط ديگر بدن دست اندازي کرده باشد.


فرق ميان ورم سرطان و ورم سقيروس از قرار زير است:

ورم سرطان درد دارد. به شدت و حِدّت آزاردهنده است. نوعي تپيدن دارد و به سرعت افزايش مي يابد، زيرا ماده ي به وجود آورنده اش در اندازه زياد است و بادکردگي همراه دارد.

سبب اين بادکردگي آن است که ماده ي به وجود آورنده ي ورم وقتي از جاي خود به حرکت درافتد، به سوي اندامي راهي مي شود که در حالت غليان و جوشش باشد.

در ورم سرطاني، رگ مانندهايي (شعبه هايي) همانند پاهاي خرچنگ از ورم کشيده شده اند و اطراف ورم را اشغال کرده اند.

ورم سرطان به سرخ رنگي ورم فلغموني نيست. سرخ رنگي اش تمايل به سياه رنگي و بدرنگي و سبزرنگي دارد، که ورم سقيروس اين حالت ها را ندارد.

ورم سرطان اکثراً بدون سابقه سر بر مي آورد، اما ورم سخت( که سقيروس ناميده مي شود)اکثراً از ورم گرم نتيجه مي شود.

فرق ورم سرطان با ورم سقيروس خالص در اين است که ورم سرطان داراي حساسيت است، اما ورم سقيروس خالص هيچ حساسيتي ندارد.

بوعلي سينا سرطان را در حدي از کمال شناخته است که درمان آن را به خوبي توضيح مي دهد. تعريف ايشان از درمان سرطان تا امروز تغيير نکرده است. او مي گويد:

اگر در سرآغاز پيدايش ورم سرطان به علاج بپردازي ممکن است بتواني در حالتي که هست آن را نگهداري و نگذاري بزرگ تر شود و بيشتر نمود کند و نگذاري به چرکين شدن برسد.

گاه گاهي اتفاق افتاده که چون در سرآغاز پيدايش ورم سرطاني به علاجش پرداخته اند، از بين رفته و بيمار شفا يافته است. اما اگر ورم ريشه دوانيد و خود را محکم کرد، علاجي ندارد و شفا نمي يابد.

امروز هنوز مناسب ترين راه درمان سرطان را در بسياري از موارد جراحي مي دانيم و برداشتن ضايعه، اولين هدف جراحان سرطان است. شرط موفقيت در اين باره آن است که سرطان در مراحل اوليه کشف و تحت درمان قرار گرفته باشد.

شيخ الرئيس نيز معتقد است: اگر ورم سرطان کوچک باشد، شايد به وسيله ي قطع کردن از بين برود و دستور عمل کردن و بريدن سرطان را چنين مي گويد:

بايد علاوه بر اصل ورم، هر چه که از ورم تاثيرپذير و از آن منشعب شده و در پيرامون ورم موجود است و مي داني که ممکن است به همه ي رگ ها چنگ بزند، همه را به کلي ريشه کن کني و از بيخ و بن برآوري و چيزي از آن باقي نماند که از ورم آبياري شود. بگذار خون زيادي از اثر جراحي از جاي جراحي خارج شده و بيرون بريزد.

شايد علم امروز ما با علم يک هزار سال پيش ابوعلي سينا درباره ي سرطان تغيير محسوسي نکرده باشد. منظور از سرطان موقعيتي است که ضايعه از محل اصلي خود حرکت کرده و به نقاط ديگر بدن دست اندازي کرده باشد. او در اين باره مي گويد:

ممکن است ورم سرطان در اندرون بدن پيدا شود و به حالت پنهاني باشد. در اين باره چنانکه بقراط فرمايد، بهتر آن است ورم تحريک نشود، زيرا همين که به حرکت درآمد به مرگ بيمار خاتمه مي يابد. اما اگر ورم را به حالت خود بگذاري و به علاجش نپردازي ممکن است مدت ماندگار بودن ورم به طول انجامد و تا حدي بيمار احساس بهبودي کند، به ويژه اگر غذاي بيمار سازگار باشد، يعني غذاهايي بخورد که سردي بخش و رطوبت زا باشند و ماده ي غذايي آرام و سالم توليد کنند، غذاهاي سازگار با بيمار سرطان زده از قبيل: آبجو(ماءالشعير)، ماهي رضراضي، زرده ي تخم نيم بند و امثال آنهاست.

به جز جراحي، ابوعلي سينا نسخه هاي متعدد دارويي نيز براي سرطان هاي مختلف تجويز کرده است که بعضي خوراکي هستند و بيشتر به صورت موضعي استفاده مي شوند.

اگرچه تلاش براي شناخت محتواي آنها و شيوه ي اثربخشي صورت نگرفته است و از اين بابت علم امروز به ابوعلي سينا بدهکار است، اما به هر حال بعضي از آنها را مي شناسيم که در موارد مختلف اثربخش هستند.